ارتفاعی که فراموش نشد

 

بیست سال از درگذشت حسن حامد ،یکی از بزرگ ترین ناکامان تئاتر ایران می گذرد. این مطلب را یک سال پیش برای فصلنامه نمایشنامه نوشته ام تا یادی کرده باشم از کسی که این روزها کمتر از او یاد می شود. روحش شاد.

ارتفاع فراموش خواهد شد و در کارنامه هنری حامد جایی نخواهد داشت". این جمله را بیست سال پیش منتقدی درباره نمایشنامه" ارتفاع"  حسن حامد نوشته بود اما ظاهرا همیشه منتقدان نمی توانند پیشگویان خوبی باشند چون امروز پس از گذشت سال ها از مرگ حسن حامد ، "ارتفاع" مهمترین و به یادماندنی ترین نمایشنامه این نویسنده به حساب می آید. نمایشنامه ای با دو شخصیت و جدال آنها بر سر پریدن و نپریدن از ارتفاعی بلند. شاید برای کسی مهم نباشد اما نمی توان درباره این نمایشنامه حرف زد و زمان خلق آن و جریان غالب درام نویسی آن دوره را ندیده گرفت. ارتفاع اگرچه بیشتر شبیه به آثاریست که بعد از نیمه دهه هفتاد نوشته شدند اما  در سال های پایانی دهه شصت به رشته تحریر درآمده است. زمانی که تئاتر و درام نویسی تعریف خاص خودش را داشت و همچون امروز، از سلایق و دیدگاه های مختلف  هنرمند و مخاطب  خبری نبود. گذشته از اینها تاثیری که این نمایشنامه در غیاب نویسنده اش بر جریان نمایشنامه نویسی دهه 70 و 80 گذاشت غیر قابل انکار است. اگر حتی امروز بسیاری از کسانی که تحت تاثیر این اثر راه خود را در عالم نمایشنامه نویسی انتخاب کردند از بیخ و بن این حرف را رد کنند اما بخشی از ادبیات نمایشی جوان ما همچنان بعد از دو دهه وامدار حسن حامد و نمایشنامه ارتفاع او است و این برای نمایشنامه نویسی که کمتر از  30 سال عمر می کند موفقت کمی نیست. با این همه امروز اگر بخواهید دو صفحه اطلاعات درباره این نویسنده به دست بیاورید بی شک به بن بست بر خواهید خورد. گیریم که رضا عطاران هم دو سال پیش در تیتراژ یکی از سریال هایش ننوشته بود : با یاد حسن حامد. آنوقت آیا همین تعداد قلیل هم نامش را به ذهن سپرده بودند؟

 

حسن حامد اردی بهشت 1371 بعد از پشت سر گذاشتن یک دوره سرما خوردگی شدید چشم از جهان فرو می بندد و فرصت دیدن اجرای عمومی یکی دیگر از بهترین آثارش یعنی "بچه تابستان"را هم پیدا نمی کند.  نمایشنامه ای که چند ماه قبل از مرگش جایزه نمایشنامه نویسی جشنواره تئاتر فجر را از آن خود کرده بود. کسانی که دو سه سال آخر دهه شصت  نام او را با عناوین نویسنده، کارگردان و بازیگر بر پوسترهای حوالی تئاتر شهر می دیدند  و شاید از سر حسادت بارها از خود پرسیده بودند چرا این اسم مدام در حال تکرار شدن است؟ برای آخرین بار با  عکس نقاشی شده او بر پوستر "بچه تابستان "و عبارت: "زنده یاد حسن حامد" روبرو شدند تا پرونده یکی از فعال ترین تئاتری های شهرستانی کوچیده به تهران بسته شود. این جمله دیگر به یک ناله کلیشه ای تبدیل شده اما به رسم همه حسرت خوردن های پیشین مجبورم تکرار کنم که آخرین نمایشنامه حسن حامد یعنی "بچه تابستان" نوید ظهور یک نمایشنامه نویس اجتماعی را می داد و بی شک اگر جریانی که حامد به ترتیب با نمایشنامه های "تابستانه"، "روز یلدا" ، "ارتفاع" و "بچه تابستان" شروع کرده بود تا امروز ادامه پیدا می کرد شاید حالا درام ایرانی در حوزه اجتماعی تا این اندازه تهی دست نبود. بچه تابستان به سبب چاپ در مجله نمایش آن زمان به سرعت در سراسر ایران منتشر شد و با اشتباهات فاحش چاپی اش ناگهان موجی به راه انداخت. از جشنواره های دانش آموزی تا جشنواره های استانی و منطقه ای هر جا می شد نشانی از حسن حامد یافت.

 

 

حسن حامد آذر ماه 1341 به دنیا می آید. بیشتر عمرش را  در مشهد زندگی می کند تا زمانی که همچون بسیاری از تئاتری های شهرستان که عرصه را برای کار کردن تنگ می بینند به تهران مهاجرت می کند. تابستانه، تضاد، مادر، کمکم کن،خسره الدنیا، لبیک، حاجت، طوبی، بازی شبانه، روز یلدا، انگار همین دیروز بود، افسانه زمینی، دردسر برای سوم شخص مفرد، نگهبان چشمه سبز، مثل یک مرد، ارتفاع، سفرنامه دیو و بچه تابستان شماری از نوشته های اوست.

آرش عباسی

/ 5 نظر / 19 بازدید
محمد قاسمی

سلام دوست قدیمی و استاد همیشگی.روزی که خبر دادی میروی بدجوری دلم گرفت، احساسی عجیب مثل اینکه از چیزی که داشته ای غریب افتاده باشی یا جدایت کرده باشند،امروز هم دلتنگ دیدارت هستم و به یادت.ولی از همه بیشتر فکر می کنم برای چند وقت سر آسوده ای خواهی داشت و از تفکرات عده ای راحت.نمی دانم غم نبودنت دز کنارمان را بخوریم یا شادی رفتن و پیشرفتت.هر جا که هستی در پناه ایزد منان خوشحال و سلامت باشی.راستی قرار بود متن جدیدمو بخونی ؟خوندی؟

محمد قاسمی

سلام دوست قدیمی و استاد همیشگی.روزی که خبر دادی میروی بدجوری دلم گرفت، احساسی عجیب مثل اینکه از چیزی که داشته ای غریب افتاده باشی یا جدایت کرده باشند،امروز هم دلتنگ دیدارت هستم و به یادت.ولی از همه بیشتر فکر می کنم برای چند وقت سر آسوده ای خواهی داشت و از تفکرات عده ای راحت.نمی دانم غم نبودنت دز کنارمان را بخوریم یا شادی رفتن و پیشرفتت.هر جا که هستی در پناه ایزد منان خوشحال و سلامت باشی.راستی قرار بود متن جدیدمو بخونی ؟خوندی؟

مهدي فرياد واكبر تاراج

سلام دوست دلسوز هنر وهنرمند خسته نباشيد دستتون درد نكنه ،ولي اينو بدون تا شما هستيد نام هنر وهنرمند زنده است براي شما ارزوي سلامتي وروزهاي خوبو دارم

کریم حسنی

سلام آقای عباسی عاجزانه تقاضا دارم در صورت امکان متن نمایش تابسانه ( نوشته شادروان حسن حامد )را برایم بفرستید . خیلی ممنون میشوم

کریم حسنی

سلام آقای عباسی عاجزانه تقاضا دارم در صورت امکان متن نمایش تابستانه ( نوشته شادروان حسن حامد )را برایم بفرستید . خیلی ممنون میشوم . بنده یکی از اعضاء انجمن هنرهای نمایشی شهرستان آذرشهر می باشم .