نویسندگی در لانگ شات

نگاهی به وضعیت نمایشنامه نویسی در شهرستان ها

پائیز فصل برگریزان طبیعت و فصل شکوفایی نسل قلم به دستان تئاتر  شهرستا ن ها است . فصلی که به مدد جشنواره های تئاتر استانی فصل سبز صحنه های همیشه خزانی تئاتر شهرستان ها بود .

نمایشنامه نویس شهرستانی به یمن همین فصل طلایی پائیز مجالی پیدا می کرد تا دسترنج یک ساله اش را در معرض قضاوت داوران و تماشاگران، این مشتریان چند روزه جشنواره ای قرار دهد و گاه برای این قلم فرسایی تقدیری ، جایزه ای ، دیپلم افتخاری و گاه هیچ ، نصیبش شود و یک سال دیگر بنویسد تا پائیزی دیگر و جشنواره ای دیگر و جایزه ای دیگر و...

صحبت ازجراحات وزخم های  بی شمار و جایگاه درام در ادبیات  این مرز و بوم نیست  حتی صحبت از این هم نیست که هم چون نمایشنامه، ادبیات داستانی  و شعر  هم در شهرستان ها جای چندانی برای عرصه دارند هر چند با همه این احوال در هر شهری شبه انجمنی به نام شعر یا داستان وجود دارد که جوانان شهرستانی هفته ای یک بار دور هم جمع شوند و نوشته های یکدیگر را بشنوند.  صحبت از این است که در این وادی دور از مرکز، نمایشنامه جایی برای عرضه شدن ندارد مشکلی  که این سال ها در تهران  با وجود دوره های نمایش نامه خوانی تا حدودی مرتفع شده است ، اما به راستی نویسنده شهرستانی کجا می تواند این آثار عموما پر اشکال، که دلیل اصلی اش هم عدم  وجود چیزی به نام آموزش است را عرصه کند.

سال هاست که مشکلات تئاتر شهرستان به شکل کلی گفته می شود که البته تئاتر،  این مظلوم ترین عرصه وادی هنر آنقدر در کلیات مشکل دارد که دیگر جایی برای جز ئیاتش باقی نماند اما با این حال نمایشنامه به عنوان یکی از ارکان اصلی تئاتر جا دارد که بیش از اینها مورد توجه قرار بگیرد ،‌ در شرایطی که چاپ نمایشنامه و اجرای بی درد سر حتی برای نویسنده مرکز نشین به آرزویی محال می ماند دیگر جایی برای چنین خیال خام نمایشنامه نویس شهرستانی باقی نمی ماند . پس علی الحساب این قشر تنها می توانند روی معرفی آثارشان در جشنواره ها حساب کنند و این به نظر می رسد تنها راه ممکن باشد.

به عقیده نگارنده این سطور که خود سال ها درد تئاتر شهرستان را لمس کرده ، بهترین راه اعتلای هنر نمایشنامه نویسی در شهرستان ها حمایت همه جانبه مرکز هنر های نمایشی و امور استان های این مرکز از برگزاری فصلی دوره های نمایشنامه خوانی موضوعی ، والبته از متون بومی است . وجود رقابت ، حضور نویسندگان شاخص و شناسایی و معرفی متون برتر به مرکز هنر های نمایشی از جمله عواملی است که می تواند روح تازه ای در کالبد پیکر نیمه جان تئاتر و نمایشنامه نویسی شهرستان بدمد .

فراموش نکنیم که در زمان رقابتی بودن جشنواره تئاتر فجر کم نبودند نویسندگان شهرستانی که جایزه های برتر بخش نمایشنامه نویسی را از آن خود کردند و اکنون در جشنواره های دیگر هم چنین اتفاقی می افتد.به هیچ عنوان حامی برگزاری جشنواره تئاتر استانی ویا هر جشنواره تئاتر دیگری نیستم اما سوالم این است : 

به جای دادن جایزه و سکه و دیلم افتخار جشنواره های فجر و استانی چه چیزی جایگزین شد. به راستی چرا مرکز هنرهای نمایشی نمی تواند یک نمایشنامه نویس شهرستانی را به عنوان پدیده معرفی کند کاری که جشنواره تئاتر فجر در سالهایی که به شکل رقابتی برگزار می شد برای تهرانی انجام داد به خاطر بیاورید محمد یعقوبی،حمید امجد،حسین کیانی و...راکه راهشان را از دل همین جشنواره پیدا کردند.   

/ 2 نظر / 6 بازدید
محمدرضا مولودی

داداشم آرش خودم طرفدارتم نگران نباش برادر ببين منو آره دارم چشمک زدن هامو فراموش ميکنم حالا ببين منو ديدی نه نگاه کن ديدی واقعا من همون مريد قديمی ام قربون قلم توانات

شهرام

سلام. آرش‌جان،‌تئاتر‌شهرستان‌اگه‌اين‌مشکلات‌رو‌نداشت‌که‌الآن‌تئاتر‌رو‌به‌دو‌بخش‌تهران‌و‌شهرستان‌تقسيم‌نمی‌کردن.(‌‌بهتره‌بگم‌که‌اگر‌اين‌مشکلات‌رو‌براش‌درست‌نمی‌کردن!) به‌هر‌حال‌می‌دونم‌چی‌می‌گی.‌دردش‌رو‌کشيده‌م.‌اما‌من‌يکی‌هم‌طرفدارتم.‌خسته‌نشو‌و‌از‌پا‌نيفت.‌بنويس. یاعلی