خیلی نامردید

دیگرانی که نمایشنامه می نویسند را نمی دانم اما حرفه من نمایشنامه نویسی است. من مانند هر کارمند،معلم، مغازه دار، کشاورز، دستفروش و....حرفه ای دارم که در طول روز به آن مشغولم و نامش نمایشنامه نویسی است. من هم مانند همه آنها صبح که بیدار می شوم مشغول کارم می شوم. بین کار استراحت می کنم. چای می نوشم. غذا می خورم. با تلفن حرف می زنم. ممکن است بین روز به بانک بروم سر راه خرید کنم و دوباره در محل کارم حاضر شوم.تنها تفاوت من با بقیه در این است که شاید گاهی بیشتر از آنها کار کنم.اگر ساعت معمول کار کردن در کشورم 8 ساعت باشد ممکن است من 16 ساعت کار کنم یا 20 ساعت یا گاهی 24 ساعت و بعد استراحت کنم. پنجشنبه و جمعه و تعطیل رسمی و غیر رسمی ندارم.  همانگونه که یک چوپان نمی تواند به مطب برود و طبابت کند من هم نمی توانم کار دیگری کنم. دلیلی هم ندارد کار دیگری انجام دهم آن هم در شرایطی که شغل دارم و شغلم را دوست دارم و همیشه هم در حال کار کردن هستم. اصلن هم خجالت نمی کشم که بر خلاف  بقیه نمایشنامه نویسان کشورم شغلم نمایشنامه نویسی است و منتظر نمی مانم تا سالی به ماهی حسم گل کند و دست به قلم ببرم. من نمی توانم با شغلم شوخی کنم. اینها را گفتم تا به اینجا برسم که چگونه گاهی از بعضی حرف ها دردم می گیرد و همین درد باعث می شود تا یک روز نتوانم کار کنم و مثل امروز در محل کارم که اتاقی مجاور پذیرایی خانه ام است حاضر نشوم و برای خودم که صاحب کار خودم هستم پیغام بفرستم که امروز بخاطر دردی عجیب در تمام وجودم قادر به کار کردن نیستم و باید استراحت کنم و آرزو کنم بتوانم فردا در محل کارم حاضر شوم.

امروز در حین رصد کردن سایت ها و خبرگزاری ها به تیتری برخوردم که از قول دکتر قطب الدین صادقی عزیز نوشته بود: " باید در کنار اجرای نمایشنامه های ایرانی نقبی هم به تئاتر اروپا بزنیم". بخصوص روی کلمه "نقبی" خیلی مکث کردم. واقعن " نقبی" ؟ همین حالا از پنج سالن مجموعه تئاتر شهر سه سالن دست تئاتر اروپاست. " نقبی"؟؟؟؟ سه نمایش در تالار نوپا و پرطرفدار ایرانشهر در حال اجراست که هر سه در خدمت درام اروپایی ست. "نقبی"؟ می دانید همین حالا چند تله تئاتر از نویسندگان اروپایی در حال پخش، تولید ، تصویب یا ترجمه است؟ "نقبی"؟ می دانید همین حالا چند ناشر در راهروهای وزارت ارشاد در حال دوندگی برای تصویب تازه ترین نمایشنامه های اروپایی هستند؟ حالا"نقبی"؟

این مهم نیست که نمایشنامه نویسی در این کشور حرفه به حساب نمی آید. این مهم نیست که شورای نظارت و ارزشیابی تئاتر بدش نمی آید فقط متون آلمانی، فرانسوی، انگلیسی، آمریکایی، نروژی، ایرلندی، ژاپنی، روسی، کره ای، تایلندی، مالزیایی، قبرسی، عربی، عبری و...... تصویب کند اما سر به تن نمایشنامه نویس ایرانی نباشد. این مهم نیست که من رمان می خوانم و کارهای برخی رمان نویسان را دنبال می کنم اما آنها حتا یک بار هم نامم را نشنیده اند تا چه رسد که کارهای چاپ شده یا نشده ام را خوانده باشند. این مهم نیست که تله تئاتر باید اروپایی باشد که در تلویزیون ملی این مملکت تصویب شود. این مهم نیست که برای گرفتن مجوز چاپ،  شش صفحه از نمایشنامه شصت صفحه ای من به طور کامل باید حذف شود اما هر نمایشنامه سخیف اروپایی همزمان هم به زیور چاپ آراسته می شود و صحنه را منور می کند. این مهم نیست که مدیر تالار ها و کارگردانان تئاتر با ایبسن و دورنمات و شکسپیر صیغه برادری خوانده اند.  این مهم نیست که هر تحلیل کودکانه و اجرای دانش آموزی به صرف پنهان شدن زیر عنوان  یک شاهکار بر صحنه حرفه ای راه پیدا می کند. اما....می خواهم چیزی بگویم ولی وقتی این همه چیز بی اهمیت وجود دارد پس آن هم مهم نیست. ولی یادمان باشد  یک دزد شب که از خانه مردم بالا می رود صبح ماحصل کارش را نظاره می کند و شاد می شود و برای شب بعدش انرژی می گیرد. اما در این مملکت کسی که حرفه اش نمایشنامه نویسی است حتی سالی یک بار هم نمی تواند ماحصل کارش را ببیند. یاد دیالوگ زیبای حمید آذرنگ در نمایشنامه خنکای ختم خاطره می افتم. آنجا که با آن لهجه ارمنی و با آن بغض دردمندش زل می زند در چشم آنهایی که در حقش ظلم کرده اند و چون آنقدر زور ندارد که در گوش طرف مقابلش بخواباند  فقط یک جمله می گوید و این تنها کاریست که از او بر می آید: خیلی نامردید.

 

/ 30 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سکینه

برو بابا

رضا فقیهی

سلام آرش خان . سلام رفیق قدیمی . فقط میتونم بگم که فوق العاده ای و توی نمایشنامه نویسی یه نویسنده به تمام معنایی . من با افتخار لینکت کردم . اگه یه سری به وبلاگم بزنی خوشحال میشم . چاکریم .

خبرگزاری انجمن های هنری ملایر

سلام ... با عرض خسته نباشید و تسلیت شهادت حضرت علی (ع) . افتتاح جدید ترین سایت خبرگزاری ملایر ... فراخوان جشنواره های پایداری – نامه ای به امام رضا – گمانه زن و.... تازه ترین خبرهااز جشنواره تاک و ... چندین خبر و اطلاعیه هنری راستی به نظر شما چه کسی موفقترین هنرمند حال حاضر ملایر است ؟ به خبرگزاری انجمنهای ادبی ملایر بیاید و از تازه ترین اخبار فرهنگی و هنری ملایر مطلع شوید منتظر چشمان زیبایتان هستیم .

محمد

سلام.خوبین آقا.خواستم بگم خوش به حالت که رفتی و نموندی که حال و روز نمایش شهرت رو تو این روزا ببینی.تازه فهمیدم مهدی راست میگفت. پاینده باشی

آدمک

سلام جناب عباسی خوشحالم وبلاگ شما را پیدا کردم. شما نمایشنامه نویس خوشبختی هستید.در قیاس با کسی که دلش می خواهد با افتخار فریاد بزند ادبیات نمایشی می خواند و شغلش! شغلش! شغلش! "نویسندگی"ست ولی از قضای روزگار حسابدار شده.بله روزگار چهره حیرت آورش را به هر کداممان یک جور نشان می دهد... برای شنیدن آن دیالوگی که گفتید سه بار "خنکا..." را دیدم . حق با شماست.اسمش "نامردی"ست... پیروز باشید

آرام

من دختری هستم که داره تمام تلاششو میکنه به آرزوش که کارگردانی تئاتره برسه...! بدونین که شما برای کسایی که فهمش رو دارن خیلی با ارزشید! اگر من جای شما بودم حرف هیچ کسی رو گوش نمی دادم چون همونطوری که میبینی خیلی ها از شما پشتیبانی میکنند

خبرگزاری انجمن های هنری ملایر

دوست خوبمون سلام .عید سعید فطر مبارک ...انشا الله طاعات و عباداتتان قبول درگاه حق . به صورت خودکار از به روزرسانی وبلاگمان مطلع شوید .خبرگزاری ما علاقمند به عضویت شما در خبرنامه مان می باشد .عضویت شما حمایتتان از جامعه هنری ملایر است ... با تازه ترین خبرهای هنری به روزیم ... و منتظر ................................................................

صارمی

سلام آرش چقدر دیر به نامردی ما توجه کردی! ظاهرا جناب دکتر (جاده) را مد نظر داشته اند چون نقب همیشه سمبل راه دزدی و رفتن غیر قانونی به حریم دیگران است اما کلن در تئوری حق با ایشان است. ضمنن بروزم فدیتک الشیخ

آرش عباسی

از همه دوستانی که لطف کردند و نظر دادند بی نهایت ممنونم.از اینکه نتونستم به تک تک نظرات پاسخ بدم پوزش می خوام. به امید روزهای خوب برای همه.