هیچ چیز حالم را خوب نمی کند

دیگر هیچ چیز در عالم هنر حالم را خوب نمی کند.نمی دانم این مال سن و سال است یا به چیزهای دیگر ربط دارد که دیگر چیزی مرا سر شوق نمی آورد. وقتی از "سر شوق آمدن" حرف می زنم درست منظورم آن حس عجیب و غریبیست که اولین بار بعد از دیدن سریال هزار دستان داشتم یا همان حس دردآوری که در شش سالگی وقتی سلطان و شبان تمام می شد تا هفته بعد با خود حمل می کردم است.دیگر هیچ چیز آنچنان که خواندن رمان زمستان 62 حالم را خوب کرد، حالم را خوب نمی کند. آن حس عجیبی که بعد از خواندن نمایشنامه های چشم اندازی از پل، همه پسران من و مرگ فروشنده هر سه از میلر یا خداوندگار براون از اونیل داشتم را دیگر تجربه نمی کنم. وقتی از هیجان حرف می زنم یعنی آن بال هایی که بعد از خواندن نمایشنامه ارثیه ایرانی که بعدها شد تانگوی تخم مرغ داغ رادی درآوردم است. همان نمایشنامه ای که تکلیفم را روشن کرد که چگونه باید بنویسم. وقتی از شوق حرف می زنم آن حالیست که بعد از خواندن یک دقیقه سکوت یعقوبی یا خواب در فنجان خالی نغمه ثمینی داشتم است.یا رضا موتوری چرم شیر یا تنگنای محمود دولت آبادی .اشتیاق برای من یعنی آن حال خوشایندی که بعد از دیدن آخرین بازی محموداستادمحمد داشتم آن حسی که بعد از دیدن زمستان 66 یا رقص کاغدپاره ها ی محمد یعقوبی داشتم آن حسی که بعد از عروسی خون و کلفت های دکتر رفیعی داشتم.وقتی از شوق حرف می زنم یعنی آن حالی که بعد از دیدن فیلم شب های روشن و نفس عمیق داشتم است. آن حالی که بعد از دیدن قاتلین بالفطره، یعد از دیدن زندگی دیگران، بعد از دیدن در بروج،بعد از دیدن عشق های سگی و عیش بی نظیری که بعد از دیدن فیلم زیرزمین بردم است.حالا از همه آدم هایی که نام بردم می خوانم و می بینم اما دیگر حالم خوش نمی شود. نمی دانم مال سن و سال است یا......

/ 7 نظر / 14 بازدید
علی ضیائی

سلام. نبینم خسته شدی. همیشه الگوی من بودی تو همت و پشتکار.

علی ضیائی

[دست]

ر

ایران نگارمنتشر شد ایران نگار ۸۹ با روز شمار تاریخی ایران در هر روز پنج تقویم ادیان رسمی شامل خورشیدی، قمری، زرتشتی، میلادی، عبری و آشوری در هر روز تقویم های محلی ایران آداب و رسوم ایران در روز و مطالب ویژه هزاره سرایش شاهنامه فردوسی در تیراژ محدود منتشر شده است

مجيدمژدهي

سلام با پوزش اسم نمايشنامه خانم ثميني فكر كنم خواب در فنجان خالي باشه .اما من اين مدت اخير يكسري كار خوندم كه حالم رو جا آورد ويكسري فيلم ميدوني ادم وقتي خيلي چيزها رو نمي دونه خيلي چيزها رو دوست داره اما كم كم چشم و گوش و دل ومغز بد رو بهتر از خوب تشخيص ميده و اين روزها تا دلت بخواد كار بد متن بد فيلم بد بخصوص كه ادم واسه خودش از يه چيزهايي خوشش مياد و دربرابر بعضي چيزها بي تفاوته وبراش معمولين.بگذريم توصيه مي كنم فيلم سه ميمون كه يه فيلم تركيه رو ببيني شايدم ديدي فيلم همه چيز درباره مادرم و با او حرف بزن رو شايد ديدي از المو دوار نمايشنامه لانه خرگوش رو بخوني ...شايم خوندي ملكه زيباي لي نين رو ؟من از رملوس كبير و شكار روباه هم بخصوص شكار روباه در اين يكي دوسال بزرگترين اتفاق ديداريم بود بخصوص واسه متنش چون بيشتر از اينكه بگه نشون داد نمايشنامه در مصر برف نمي بارد رو هم دوست داشتم .فيلم ريفي في رو هر بار آدم دپرسه ريفي في رو ولش فيلمهاي ساشا كوئن رو بگير ببين و كلي به تفاوت فرهنگي كه چه عرض كنم آزادي هنري و...بخصوص فيلم براتش رو توصيه مي كنم اگرم ديدي دوباره ببيني كه يه ويتامينيه وسرگرمي ...ديگه خودش داره ان

محمد قاسمی

سلام از لطفی که به من و شهرت داشتی ممنونم.ما هم امیدواریم که یه روز در خدمتت باشیم.ما که داریم تمام تلاشمون رو واسه بقای تئاتر ملایر میکنیم حالا تا چقدر به این مهم رسیدیم نمیدونم.از خدا میخوام همیشه حالت خوب باشه و هر چیزی که سر راهت میاد حالت رو خوب کنه.ملایر همیشه حرفی واسه گفتن داشته و هنوز داره.اصل شماها هستید که باید باشید.به امید روزی که همگی در کنار مهر و دوستی قدم در راهی بذاریم که اقتدار ملایر رو تثبیت کنه.دوستت داشته و دارم محمد

محمد قاسمی

یادم رفت بگم زندگی یه جشنه که بهش دعوت شدی.... امیدوارم ساز زندگیت همیشه ها پالی قمرتاج بزنه

لیلا کریمی

... تمام سرگذشتم این سه حرف بود : تراشیدم ... پرستیدم ... شکستم ...