يک نقد بر نمايش زيرزمين/روزنامه ابرار تاريخ ۲۹/۹/۸۵ نوشته سارا منصوری

نگاهى به نمايش «زيرزمين» اجرا شده در پنجمين جشنواره كانونها ـ آذر ۸۵
خنده و انتظار و مرگ
عنصر «بيمارى» رشته پيوند عاطفى خواهر و برادر نمايش «زيرزمين» است

045984.jpg

آيينه هنر: «زير زمين» داستان انسانهاى امروز است. انسانهايى كه در حصار جامعه روزگار مى گذرانند.«ماندگار»، پسركند ذهنى است كه با خواهرش «صفورا» در خانه اى متعلق به بازماندگان عهد قاجار زندگى مى كند. سرهنگ؛ صاحب خانه؛ به خارج از كشور متوارى شده و صفورا براى گذران زندگى پست ترين شغل را انتخاب كرده و….نمايش با تك گويى «ماندگار » در تاريكى صحنه آغاز مى شود. ماندگار در ذم تاريكى از پدر مرحومش كه روزگارى سرايدار سرهنگ بوده ناسزاهايى را نقل قول مى كند. تك گويى او با روشنايى مقطعى فندكى در انتهاى صحنه به ديالوگ سكوت و سخن بين او و خواهرش تبديل مى شود: صفورا ، ساكت در تاريكى با فندكى در دست در جلوى پنجره انتظار مى كشد.تلاش ماندگار براى روشن كردن شمعى كه در مقابلش دارد به سرانجام مى رسد حال آنكه صفورا همچنان در تاريكى است. قدرت خلاقه نويسنده اثر در همين صحنه اول كاملاً مشخص مى شود و مى توان عصاره نمايش را همين جدال نخستين دانست :ماندگار موفق به روشن كردن شمع مى شود و حتى زمانى كه برق همه جا را روشن مى كند با حالت شك و ترديد به آن روشنايى بزرگ نگاه مى كند و ترجيح مى دهد شمعى را كه خود روشن كرده براى مقابله با تاريكى همچنان روشن نگه دارد . حال آنكه در عمق صحنه صفورا را مى بينيم كه به روشنايى مقطعى فندك دل خوش كرده ومنتظر آمدن برق مى ماند . برقى كه هرلحظه ممكن است از نو به تاريكى برسد. «زيرزمين » گرچه در ظاهر نمايشى با بازى دو بازيگر است ولى در حقيقت سه پرسوناژ هستند كه داستان را بازگو مى كنند : صفورا ، ماندگار و مش اسماعيل.در اصل مى توان «زيرزمين» را رابطه ثلاثه ماندگار ، صفورا و مش اسماعيل دانست.صفورا دخترى سياه پوش است كه در قدم اول نام خود را نفى مى كند و برادر را هم وامى دارد تا او را با هويت تازه اش ، «نازى» بشناسد. او مدام از تغيير زندگى و روزهاى خوب آينده حرف مى زند . سياه پوشى صفورا بيان درونيات اوست و هرازگاهى لاك رنگى به ناخن زدن ، نمادى از علاقه وى به تغبير اين تيرگى است.در طول داستان ، صفورا در سه صحنه بيش از ساير نقاط ظاهر مى شود : در برابر آيينه ، كنار تلفن ، كنار پنجره.صفورا در برابر آيينه در جستجوى زيبايى است.بندسفيدى كه برگردن دارد و آرايش صورت تمايل او را به كسب زيبايى و پوشاندن و برداشتن زوائد چهره اش نشان مى دهد.صفورا دركنار پنجره، زنى است كه انتظار مى كشد . انتظار روزهاى خوبى را كه در آن سياه پوش نباشد. اين زن در كنار تلفن ، به آنچه جامعه بر او تحميل كرده پاسخ مى گويد . قرار ملاقات با غريبه اى كه نه زيبايى اش را مى فهمد و نه انتظار صادقانه كنار پنجره را و تنها براى سپرى كردن اوقاتى به آن خانه سر مى زند. ماندگار ، عامل حيات خانه است او از غذا حرف مى زند، به رنگ لباس ها واكنش نشان مى دهد و بيش از همه اينها مى خندد . لطيفه هايى كه ماندگار براى خواهرش تعريف مى كند تنها خود او را به خنديدن وامى دارد.«زيرزمين» از دو شخصيت ديگر نيز در روايت داستانش بهره مى برد . شهلا و سرهنگ . شهلا، همسر ماندگار است كه او را رها كرده و سرهنگ كه خاك و خانه اش را ترك گفته است . شايد اين وجه مشترك سرهنگ و شهلا ، رها كردن و رفتن است كه ماندگار را وامى دارد تا براى بازگشت هردوى آنها تلاش كند. او مى خواهد شهلا بازگردد تا او را دوست داشته باشد و مى كوشد به خواهر بقبولاند كه سرهنگ نيز بازمى گردد و به آنها اجازه دائمى سكونت در زير زمين خانه اش را مى دهد و بدين شكل ترس از تنها ماندن و آواره شدن از بين مى رود .تحقق اين دو آرزو براى ماندگار در خواهرش، صفورا ، تجلى مى يابند.ازسوى ديگر صفورا براى ماندگار معناى پناه دهنده را دارد . مى بينم در هر زمانى كه صفورا تهديد به خودكشى مى كند ، حال جسمانى ماندگار به وخامت مى رود.در اصل بيمارى ، رشته عاطفى بين صفورا و برادرش است و تنها نقطه ضعف خواهر به شمار مى رود . صفورا مى كوشد تا برادر را از خانه دور كند . از بيمارى پسر در رنج است از بهبود او حرف مى زند و اينها همه صفوراى كنار پنجره را معنا مى كند. شخصيت ديگر نمايش «زيرزمين» مش اسماعيل است. او را مى توان نمادى از جامعه دانست . ماندگار به حرف هاى او استناد مى كند و صفورا از نگاه سرزنش بار وى خانه نشين شده و روى بيرون رفتن ندارد.در انتهاى صحنه اى كه صفورا از ماندگار مى خواهد تا به حساب و كتاب بدهكارى ها و بستانكارى ها رسيدگى كند، مى بينيم اين خواهر و برادر هستند كه به مش اسماعيل ( جامعه) بدهكار مى شوند. نمايش با روايت داستانى كه آخرين نفس ماندگار است تمام مى شود ؛ حكايت خيانت ؛ خيانتى كه از خانواده شروع مى شود و در انتها دامان تمام جامعه را مى گيرد .متن «زيرزمين» قوى و قابل تأمل است . نويسنده با طرح لايه هاى مختلف زندگى اين خواهر و برادر در ديالوگ ها گذشته آنها و موقعيت كنونى شان را به خوبى مطرح مى كند . بازى بازيگران باورپذير و بدور از اغراق است و اين قدرت هدايت كارگردان را نشان مى دهد. شايد تنها ضعف اين اثر را بتوان در افكت هاى صوتى آن دانست . در «زيرزمين» اصولاً موسيقى وجود ندارد و تنها افكت هاى صوتى در خلال صحبت هاى بازيگران به گوش مى رسند.تكرار افكت رعد و برق در صحنه هاى پايانى به فضاى نمايش آسيب مى زد . استفاده مناسب از المانهاى خانه هاى قاجار همچون طپانچه ، شمعدان ، پنجره با شيشه هاى رنگى به شكل گيرى فضاى خانه كمك كرده بود . استفاده آگاهانه بوى داغى اتو، صحنه نمايش و آنچه در پيش چشمان تماشاگران در حال اتفاق بود را به حقيقت نزديك مى كرد. در پايان ، آنچه در تالار كوچك مولوى در بخش مسابقه پنجمين جشنواره كانونها به اجرا رفت ، بر پتانسيل خوب گروه اجرايى و بازيگران آن گواهى مى داد.لازم به ذكر است نمايش «زيرزمين» نوشته آرش عباسى و كارگردانى مينو ميرشاولد در پنجمين جشنواره كانونهاى نمايشى در رشته كارگردانى ، نمايشنامه نويسى طراحى صحنه و بازيگر موفق به كسب جايزه شد.
/ 3 نظر / 11 بازدید
نعيم نعمايی

سلام آرش خان خسته نباشی. بعيد ميدونم منو يادت بياد. من آهنگساز نمايش پايين گذر سقاخانه به کارگردانی رضا مولودی هستم که توی اردبيل با هم هم هتلی بوديم(البته اگه بشه اسمشو گذاشت هتل!!) آقا از وقتی اومدم گرگان نمايشی که اونجا ازت ديدم (ورود خانمها ممنوع) همش توی ذهنم وول وول ميزنه. ميخواستم ازت خواهش کنم اگه امکانش برات هست يک نسخه از فيلم کارتو برام بفرستی . نمايش بی نظيری بود . اگه امکانش بود و دوست داشتی با اين شماره با من تماس بگير: ۰۹۱۲۶۳۴۷۰۶۷ مرسی و ممنون

سحر

سلام دوست عزیز، اگه میخوای چیزی شبیه تبلیغات Google اما به فارسی توی وبلاگت بگذاری و از این راه هم درآمد داشته باشی و هم سایتت یا هر چیز دیگه ای را در بقیه سایتها معرفی کنی تا بازدیدکننده هات زیاد بشن، یه سری به سایت ads.blogabzar.com بزن. کافیه وبلاگت در روز بیشتر از 10 بازذدیدکننده داشته باشه. یادت نره بعد از ورود به سیستم، کد HTML شون را توی سایتت بگذاری تا برات اعتبار تولید کنه. وگرنه بعد از چند روز اعتبارت تموم میشه و آگهی هات دیگه پخش نمیشن. اگه هم بلد نیستی این کار را بکنی میتونی قالب وبلاگت را براشون میل کنی تا خودشون برات انجام بدن - فعلا که خوب راه می آن :) فقط لطفا موقع ثبت نام، در قسمت نام معرف بنویس: sahar1986 یه سری بشون بزن و امکاناتشون را ببین. ضرر نداره :) قربانت سحر