پدرانه و تئاتر مشهد

از ایران دورم و بی آنکه به تئاتر فکر کنم گوشه ی دنجی پیدا کرده ام و رویا بافی می کنم. موبایلم زنگ نمی خورد و آدم آشنایی را نمی بینم و این برایم دنیایی ارزش دارد بخصوص اولی که این اواخر یا خاموش بود یا جواب نمی دادم .اما حالا دریغ از یک تک زنگ و من همین را می خواستم. خوشحالم.

اما یکی دو روز پیش دوستی برایم ایمیل زد که چه نشسته ای که مشهدی ها حسابی برایت حرف درآورده اند و می گویند  چون گروه "پدرانه" تو را با خود به انگلیس نبرده اند به قولی "زورت" آمده و از آنها شکایت کرده ای. برای دوستم ایمیل زدم که خودم هم یکبار در وبلاگ تئاتر مشهد دیده ام و برایم مهم نیست چه فکری می کنند. اما باز در خلوت و آرامش این روزها فکرش را کردم دیدم لااقل برای این بی معرفتی باید چند خطی بنویسم. اول اینکه گیرم "زورم" آمده و شکایت کرده ام. حق نداشته ام؟یک نفر نمایشنامه ام را بدون اینکه چیزی از او طلب کنم ،برداشته ده تا جشنواره شرکت کرده بعد هم با آن رفته آن طرف دنیا حق نداشتم تا شب پروازشان خبردار شوم؟ حق نداشتم همراه کارم ، اثرم،سرمایه ام باشم و ببینم آن طرف دنیا چه می کند؟ این را گفتم تا به اینجا برسم که اتفاقن نیازی به رفتن با آنها هم نداشتم.من همین حالا گوشه ای از خیابانی قرون وسطایی در شمال ایتالیا نشسته ام و سرم را که می چرخانم با هر نقش روی دیوار می توانم لااقل هزار سال در تاریخ سیر کنم.حالا از چه چیزی باید زورم بیاید؟ از اینکه یک هفته نتوانستم خیابان های لندن را ببینم؟....اگر این حرف در تئاتر مشهد پیچیده باشد که برای مشهد و تمام تاریخ تئاترش متاسفم.

من از گروه مشهدی شکایت کردم چون بی معرفت ترین تئاتری هایی بودن که در تمام عمرم دیده ام.کسی که به خودش اجازه می دهد اسمش را به عنوان نویسنده کنار اسم دیگران قرار دهد به نظرم جایش هر کجا باشد در تئاتر نیست. من از گروه مشهدی شکایت کردم چون همه خستگی سال هایی که نوشتم و بی چشم داشتی به بچه های شهرستان دادم را بر جانم گذاشتند. از حوزه هنری شکایت قضایی کردم چون ادب یک معذرت خواهی ساده را هم نداشت. اگر مرکز هنرهای نمایشی گروهی را به جشنواره خارجی اعزام می کرد تا در کنار نمایش هایی از اسرائیل رقابت کند اولین جایی که فریاد وا مصیبتا سر می داد همین حوزه هنری بود بعد حالا قرار است از من شکایت کند که تهمت زده ام .کاش چنین کند. من شکایتم را پیگیری می کنم . حوزه هنری مشهد دزدی کرده و سعی دارد خودش را به آن راه بزند. اینکه خبری از شکایتم نیست دلیل چشم پوشی یا پا پس کشیدن نیست. دستم کوتاه است اما از همین جا پیگیر حقوقم هستم.

 

/ 3 نظر / 30 بازدید
سامان

جناب عباسی سلام... بنده از اهالی تاتر مشهد هستم و کم و بیش مطلعم از جریان پیش آمده در ارتباط با مطلبی که جنابعالی در وبلاگ قرار دادید ...راستش قصدم از نگارش این پیام ،این بود ،شما بدانید در شهر من(مشهد) عده ای آشنا با تاتر و خود استاد پنداشته!!! از این اتفاق بسیار خوشحالند و کم مانده بال درآورند...آنها از دوستان آقای بشیری و مثلا تاتری این شهر هستند . اصلا" منتظر برای این که آدمی پیدا شود و در هر ضمینه ای موفق شود و آنها بکوشند تا او را به هر شکل نا جوانمردانه ای خرد کنند و به زبان عامیانه "زیر آب طرف و بزنند"... این قصه اخیر هم ابتدا با موفقیت نمایش پدرانه سخت آنان را برآشفت و حال از خود شما پیگیرترند ،جهت دستیابی شما به حقوق از دست رفته تان!!!! بنده به خدای احد و واحد آشنایی چندانی با آقای بشیری و گروهشان ندارم و به هیچ وجه قصدم ،دفاع از کار آنان نبوده و نیست،که منم اعتقاد دارم در اینباره به شما و هنرتان کم لطفی شده و باید چه مادی و چه معنوی از شما جبران خسارت شود...ولی همانگونه که بالا اشاره کردم ما در شهری(مشهد) زندگی میکنیم که تعداد دوستان بسیار کمتر از بدخواهانمان است...این چند خط جهت آگ

رضا بهشتی

سلام و درود. برایت آرزوی موفقیت و سربلندی دارم هر جا که باشی...[گل]

فرشته فارغ

از شهریور 91 من در باره تئاتر مشهد افشاگری کردم ودر مورد دزدیدن نمایشنامه هایم نوشتم ونوشتم در وبلاگ آقای اشکذری (تئاتر مشهد) وبعد از آن هم هر ماه نظراتم را می نویسم .البته آقای اشکذری حکم دادند که بقیه از من شکایت کنند و حتی محمد طوسی حکم داد که مرا محاکمه کنند و گرنه تحصن می کنند ومن باید تو به نامه بنویسم.من بعد از این به دیدن نمایشهای بشیری نخواهم رفت بخاطر این اقدام نامردانشون.